یواشکی های من

اینجا برای از تو نوشتن، هوا کمه

تبلیغات تبلیغات

بوی ماه مهربان

وای خدای من حاضرم قید بقیه زندگی مو بزنم برگردم به دوران دانشجویی ارشدم..روز اول مهر..اووووف ارشد خیلی بهن خوش گذشت دوستای خوبی پیدا کردم که هنوز مانا هستن برام..‌ برام روزای اول مهر بوی خاصی داره دیروز رفتم نان بخرم ی آقایی از کنارم رد شد بوی اول مهر من و میداد...بخدا اول مهر برای من بو داره..حتی سیب و انگور مهر برام بوی مدرسه میارن..اول مهر سال ۷۱ یا ۷۲ کلاس اول معلم خانم پنیری...اسم و جایگاه همه همکلاسی هامم یادمه....ثلث اول کارنامه امو بابابزرگ عزیزم
ادامه مطلب

یخچال

من و بچه ها صبح رفتیم تا خیابون بهار فیش بیمه گرفتیم پیدا کردیم آمدیم خونه.حسابی تو راه بچه ها اذیتم کردن با کالسکه رفتیم ولی تنوع شد دیگه.ریحان همش لج میکرد این میخام اون میخام...رسیدیم دم در که آقا بهم زنگ زد میاد خونه. تا از در آمد آخ گلوم خشک شد آخ پام آخ مردم هلاک شدم تشنمه...همون همیشگی ها...من و بچه ها حسابی خودمون زدیم‌به خوشحالی و خوش آمد گویی...چندباری هم از کوره داشتم در میرفتم که باز فیتیله کشیدیم پایین .بعد سه روز آمده نباید پشیمونش کنم خونه
ادامه مطلب

وبلاگ های پیشنهادی

جستجو در وبلاگ ها